طنز/واکنش ..... بعد ازحادثه تیراندازی آمریکا

به گزارش سایت "حرف تو"، در ذیل عنایات دولت صالحه ی ایالات متحده ی آمریکا یک حادثه ی 100% طبیعی اتفاق افتاد که شرحی کوتاه از آن را خدمات شما عزیزان روایت میکنم :
یک بنده خدایی که داشت به صورت عبوری از داخل کلاسهای یک مدرسه رد میشد انگشت سبابش رو فشار داد ماشه ی تفنگش (که نمیدونم کی داده بود دستش) اومد رفت زیر انگشت این بابا بعد این فشنگ های بی معرفت رفتن خوردن به یه 30 نفر که اونجا بودن اونام در کمال رضایت خودشون و خانوادهاشون (مخصوصا مادراشون) به صورتی کاملا رمانتیک جان به جان آفرین تسلیم کردن
بخشی از عکس العمل دوستان ... به این ماجرا :
- این نشانه حسن تدبیر دولت فخیمه دکتر اوباماست ایشان در راستای بالا بردن هیجانات مردم عزیز امریکا
این برنامه رو تدوین کردن
پ ن : خاک تو سر ایران 30 ساله انقلاب کرده شد یه بار به فکر هیجان ما باشه همش تورم و تحریم
- نقش برجسته شخص وزیر کشور و رئیس پلیس آمریکا در این سناریو قابل تحسین است
پ ن : حاجی بابایی یاد بگیر
- این جا میتوان به خوبی تاثیر یک قانون خوب را در بالا بردن هیجان ملت درک کرد (قانون حمل سلاح)
و ...
آمریکای ها از فردا تو فیس بوکشون مینویسن چرا پولی که باید جلیقه ضد گلوله بشه تن این دانش آموزای معصوم باید بره سوریه؟ آخه چراااا؟
خب دیگه از هم اکنون منتظر کمپین استعفای اوباما و وزیر آموزش پرورش آمریکا هستیم توسط دوستان منورالفکر
طبق قاعده فردا باید کنگره آمریکا وزیر رو بکشونه تو مجلس و استعفاش بده دیگه! ببینم این روزنامه های منورالفکر چیکار میکننا.
فردا در یک حرکت نمادین دانشجویان آمریکا جلیقه ضدگلوله به وزیر آموزش و پروش آمریکا میدن که بده به دانش آموزا.
بد میگم بگو بد میگی؟
توضیح تصویر : در تصویر نمونه ای عینی از اظهارات این فرهیختگان حق طلب ِ عدالت خواه ِ سبز مسلک ِ بشر دوست ِ دلسوز ِ بی طرف را مشاهده میفرمایید.
شب یلدای امسال ، پایان دنیا!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتیست که در فضای مجازی و متعاقبش در دنیای حقیقی ، صحبت از این می شه که جمعه این هفته ، یعنی اول دیماه 91 (21 دسامبر 2012) مصادف با فردای شب یلدا ، پایان دنیاست!... یا شنیدیم که در پسِ شب یلدای امسال ، بمدت سه شبانه روز خورشید طلوع نخواهد کرد و جهان در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت تا دوره ای جدید از حیات در دنیا آغاز شود!... برای این ادعا ، استنادات مختلفی نیز مطرح میشه . از جمله : تقویم قوم "مایا"، پیشگوییهای "نوستراداموس" و حتی منابع مذهبی و باستانی از جمله مواردی هستن که مطرحکنندگان این شایعه به آن استناد میکنند و نتیجه میگیرند که دنیا باید در این روز به پایان برسه. آنچه که موضوع را جالبتر میکنه اینه که این بحث و شایعه، اختصاص به ایران یا یک منطق خاص نداره و در شبکه های اجتماعی و وبلاگها و محافل خانوادگی در سرتاسر جهان مطرحه و روز به روز گسترش بیشتری پیدا میکنه ، بطوریکه ناسا (سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا) نیز مجبور به ورود به بحث شده و بیانیه ای در این خصوص (مبنی بر رد این شایعه)بصورت رسمی صادر کرده ...
باور مردم به این موارد یا موارد مشابه ضمن اینکه دلیل آشکاری بر ضعف در مطالعات دینی، تاریخی و علمی داره ، خط بطلانیست بر این باور قدیمی که " آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه " بلکه دهها بار هم میتونه گزیده بشه! به نظر بنده ماجرای آخر دنیا فعلا ابزاری برای کرخت نگه داشتن افکار عمومی هست و شباهت بسیار زیادی با موضوع ظهور که از طرف طرفداران جریان انحراف تبلیغ میشه داره .
اما دوستان ، گرچه این شایعه
رد شده ، ولی بالاخره که چه؟... بالاخره یک روز این اتفاق خواهد افتاد، یک
روز دنیا به پایان خواهد رسید ، همچنان که خداوند متعال نیز در سوره
"تکویر" ( اذا الشمس کوِرت...) وعده آن را داده و شرایط آن روز را تبیین
فرموده ، و البته در تحقق وعده های الهی نیز هیچ تردیدی نیست...
چه
خوبه به این شایعه از جنبه ای مثبت بنگریم... بدون اینکه موجب تشویش و
دلهره و اضطراب در نزد خود و خانواده و دوستانمان شویم، بصورت آزمایشی هم
که شده این شایعه را بپذیریم!... فرض کنیم که فقط تا آخر همین هفته تا
پایان جهان فرصت داریم:
اگر دلی
را شکسته ایم در دلجویی اش بکوشیم... اگر دینی بر گردن داریم آنرا ادا
کنیم... اگر ستمی کرده ایم در جبران مافات بکوشیم... اگر با خویشاوند و
دوست و آشنائی قطع رابطه کرده ایم در پیوند مجدد و ایجاد رابطه، تردید
نکنیم... اگر خطایی کرده ایم به آن اعتراف کنیم و در رفع سوء اثرش جدی
باشیم... در این هفته پیش رو ، مهربان تر، صمیمی تر، دلسوزتر و واقع بین تر
از همیشه باشیم...
تمرین خوبیست!
امتحانش ضرری ندارد! بیاییم چند روز جامعه ای به دور از دروغ و تهمت و
حسادت و ریا و دزدی و کلاهبرداری و سایر پلیدیها را تجربه کنیم... دنیا چه
بایستد چه به حرکتش ادامه دهد، ما نیازمند این تغییر هستیم.
حجاب
خودت بیشتر جذب ادمای محجبه میشی یا بد حجاب؟
وبلاگ خدا
میگفتی؟
ازدواج آهو و الاغ

اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند
تفريحات سالم ما دهه شصتي ها
بگو دوچرخه ........... سيبيل بابات ميچرخه
بگو فرانسه……...........…..بابات قد آدامسه
بگو خاک انداز…….....…….خودتو جلو بیانداز
بگو متکا……….......……بخور از اين کتک ها
بگو چاقو…….............……….برو بچه دماغو
بگو اشرف…...........….. دلم برات قش رفت
راستي يه سوال :::: اگه سي سال ديگه به بچه هامون بگيم يه سي دي آهنگ قديمي بزن ،ساسي مانكن ميزنه ؟؟؟؟؟

اصلا حجاب زن از کجا آمده است؟وچرا نظر كردن به زنان غير مسلمان بدون قصد لذت جايز است؟
فلسفه حجاب در قرآن
قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را به دید شهوت وبه چشم حيواني نگاه نکنند!!وباید به دید انسانیت به او نگریست. قرآن كريم علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان ميفرمايد: ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين) يعني براي اين كه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند. چراكه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند ..
قابل توجه:دونصیحت کاربردی
ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ،
ﺑﺎﻻﺭﻡ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯ ! ... . |
******************************
دوسـتِ عـزیز ؛
هر غلـطی رو انـجام دادن ، اسمـش " پايـه بـودن " نيـست
خـَـريـَتـه !!!
چگونه زن خوشگذران انگلیسی تبدیل به یک زن محجبه مسلمان شد
چگونه زن خوشگذران انگلیسی تبدیل به یک زن محجبه مسلمان شد
“هیتر ماتئوس” ۲۷ ساله که به تازگی از یک زن خوشگذران انگلیسی تبدیل به یک زن محجبه مسلمان شده میگوید، اسلام از عشق واقعی است.
به نقل از روزنامه دیلی میل، هیتر ماتئوس، نزدیک به چهار هفته است که به دین اسلام گرویده است و معتقد است اسلام برای او “عشق و شادی” آورده است، چیزی که او در زندگی “سطحی” گذشته خود نداشت.
ماتئوس مادر دو فرزند است و دو ماه پس از بازگشت از تعطیلات از منطقه تفریحی “ایبیزا” در دریای مدیترانه به اسلام گروید.
وی ضمن اینکه معتقد است تصویر غرب از زیبایی تصویری اشتباه است، میگوید: من فکر میکردم برای اینکه احساس خوبی داشته باشم باید رفتار خاصی انجام میدادم و یا لباسهای خاصی به تن میکردم اما من هم اکنون میبینم که دختران چه تصویری از خود برای سایرین به ویژه مردان ارائه میکنند.
ماتئوس خاطرنشان میکند: حجاب یک نوع احترام به خود است، اگر شما با یک روش لباس بپوشید و یا رفتار کنید، چه درست چه غلط، با شما با یک روش خاص رفتار خواهد شد.
اسلام به من عشق واقعی را یاد داده و نه احساسات غلط و شهوت را. من حتی هم اکنون در ازدواج سنتی منطق میبینم.
بر اساس تحقیقات انجام شده هم اکنون در انگلیس تعداد افرادی که طی ۱۰ سال گذشته به اسلام گرویدهاند از ۱۰۰ هزار نفر فراتر رفته است که دو سوم آنان زنان هستند و میانگین سنی آنها ۲۷ سال است.
ماتئوس میگوید: همسر سابق من به اسلام گرویده بود و من تلاش داشتم به او ثابت کنم راهش اشتباه است بنابراین نسبت به اسلام بسیار مشکوک شدم و برای تقویت موضع خود در مجادلات خود با همسرم، مطالعات خود را درباره اسلام افزایش دادم.
اگر چه ماتئوس و همسرش در سال گذشته طلاق گرفتند اما ماتئوس مطالعه درباره اسلام را ادامه داد تا اینکه چهار هفته پیش به اسلام گروید.
ماتئوس میگوید: من طی مراسمی و در مقابل یک روحانی مراسم شهادتین را به جا آوردم و پس از آن چندین خواهر مسلمان به من حجاب دادند و چندین کتاب اسلامی نیز به من هدیه کردند که فوقالعاده بود.
منبع:http://pareparvaz-gsa563.persianblog.ir/
مسلمان شدن یک یهودی بخاطر شیفتگی به زیبایی حجاب
مسلمان شدن یک یهودی بخاطر
شیفتگی به زیبایی حجاب

لیلا حسین، زن تازه مسلمانی است که به خاطر شیفتگی به زیبایی حجاب، از دین یهودی به اسلام مشرف شده است.
او در مورد علت مسلمان شدنش اینطور می گوید:
من
۶ سال پیش مسلمان شدم، در جامعه ای بهودی نشین زندگی می کردم، خیلی برایم
سخت نبود که به حجاب کامل روی بیاورم، ولی اشخاص مختلف تلقی متفاوتی از
ایمان دارند، آنان به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می گذارند.
قبل از اینکه مسلمان بشوم، هر چند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده ایم اما همیشه شیفته زنان محجبه مسلمان بودم، آنها را خیلی پاک و با وقار می دیدم، از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.
نخستین چیزی که در گرایش به اسلام برایم الهام بخش بود، قرآن بود، کلیه شواهد نشاندهنده این بود که اسلام یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقیای بود.
کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.
خانواده من فکر میکردند که با این انتخاب خودم را محروم میکنم، چون در فرانسه زندگی میکردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است.
با پوشیدن روسری، شما نمیتوانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگیهای اجتماعی محروم میشوید.
برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس، زندگیام را به لحاظ اجتماعی به خطر میاندازم.
از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم.
اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنتهای پیامبر به اهمیت حجاب و شناختهشدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است.
و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.
کسانی را میشناسم که حجاب دارند و بسیار خوشحال هستند، چرا که برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه میدارند.
اگر ایمان شما ضعیف باشد این نکته را متوجه نخواهید شد و براینان مهم نخواهد بود و فقط میخواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و میخواهید آنطوری زندگی کنید که آنها میگویند.
مجددا میگویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد.
و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.
منبع:http://pareparvaz-gsa563.persianblog.ir
چگونگی اسلام آوردن پلیس زن آمریکایی از زبان خودش
شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- بخش انگلیسی: «اسم من راکایل است. پیش از این افسر پلیس بودم و از سال 1996 تا 2004 در اداره ی پلیس دترویت آمریکا کار می کردم تا اینکه یک روز در سال 2002 حین انجام وظیفه مورد ضرب گلوله قرار گرفتم و مرگ را از نزدیک لمس کردم و به خوبی می دانم که یک زندگی دوباره به من داده شد.»

به گزارش شفقنا، راکایل می گوید: پیش از این نمی دانستم چطور باید از خداوند پیروی کنم و بنده او باشم. حتی نمی دانستم باید از چه دینی پیروی کنم تا اینکه با تعدادی از دوستان مسلمانم آشنا شدم و خیلی مسایل را برایم توضیح دادند.
ابن اتفاق به راستی مسیر زندگی ام را تغییر داد طوریکه الان هیچ ترسی از مرگ ندارم و تنها از خداوند می ترسم. هیچ کس نمی داند چه موقع مرگ از راه می رسد. پس بهتر است ما هم راه شهدا را الگو قرار دهیم و ایمان داشته باشیم که تنها یک خدای یگانه وجود دارد.
آن روز من در دو قدمی مرگ بودم و اگر آن وقت می مردم نمی دانم سرنوشتم چه بود و آیا به آتش دوزخ افکنده می شدم یا نه. اما اکنون احساس آرامش و اطمینان و خوشبختی می کنم و می دانم اگر امروز هر اتفاقی برایم پیش آید به کجا خواهم رفت و چه سرنوشتی در انتظارم خواهدبود.
قبل از آنکه به اسلام ایمان بیاورم اعتقادات دینی خاص و محکمی نداشتم و طرفدار یا مخالف اسلام نبودم. به همه انسان ها با هر اعتقاد و آیینی که داشتند احترام می گذاشتم و این مساله نکته تمایز من از دیگر اعضای خانوادم بود.
بسیاری مواقع از اینکه یک افسر پلیس بودم احساس ناراحتی و انزجار می کردم. به خصوص پس از حادثه ی 11 سپتامبر، وقتی می دیدم بسیاری از مردم آمریکا بدون هیچ دلیلی به مسلمانان حمله می کنند، به شدت آزرده و عصبانی می شدم. اینکه یک عده فقط به خاطر مسلمان بودن متهم به افراط گرایی و تروریسم می شدند، به نظرم اصلا درست و منطقی نبود. در هر گروه و قشری خوب و بد وجود دارند. دیدن این رفتارها و صحنه ها قلبم را به درد می آورد و به این ترتیب عملا بعد از حادثه ی 11 سپتامبر توجهم به اسلام جلب شد.
امروز به مسجدی در لاس وگاس آمده ام و تعدادی لباس برای کمک به نیازمندان خریده ام. اینجا فقط کافی است هدیه ها را روی میزی که برای این کار در مسجد قرار داده شده بگذارید افراد نیازمند خودشان می آیند و هرچیزی که بخواهند از میان آنها برمی دارد.
یکی از مسایلی که با آن روبرو هستم یادگرفتن زبان عربی است. برای خیلی ها ممکن است یادگیری یک زبان جدید ملال آور و سخت باشد اما برای من اینطور نیست و فقط دوست دارم زودتر آن را یادبگیرم. به نظر من هر زبان یک فرهنگ جدید و خاص را به همراه خود دارد. من تنها زندگی می کنم و اغلب در خانه تنها هستم. به همین خاطر تقریبا همه کارهایم را به کمک اینترنت انجام می دهم. زبان عربی و حتی نحوه ی بستن روسری را هم از اینترنت یاد می گیرم. این برایم یک تجربه فوق العاده است. تجربه ای توام با لذت و آرامش.
من هر روز قرآن می خوانم و عبادت میکنم. وقتی نماز می خوانم هرچند هنوز آن را به زبان عربی حفظ نیستم اما ترجمه انگلیسی آن را می دانم و با خواندن معنی این عبارات و نیایش ها قوت قلب و احساس امنیت می کنم.
طی دو سال اخیر خیلی چیزها درباره مسایل دینی و معرفت و شناخت، آموختم اما هیچ وقت عملا آن ها را با همه ی وجود درک نکرده بودم. دوستان مسلمانم همیشه از مسجد برایم چیزهایی تعریف می کردند اما این اولین باری است که خودم شخصا به مسجد آمده و از نزدیک تجربه می کنم.
چیزی که در اسلام برایم بسیار ارزشمند و جالب است و شدیدا مرا جذب کرد، مساله ی حجاب بود. از داشتن حجاب واقعا خوشحالم به خصوص در اینجا که مردها نگاه کالامحور و خریدارانه ای نسبت به زن دارند. احساس می کنم حجاب از من محاقظت میکند. برایم یک جور امنیت است.
مسلمانان دیگر با من رفتار بسیار خوب و دوستانه ای دارند و با اینکه می دانند من زبان عربی را بلد نیستم سعی می کنند راهنمایی ام کنند و چیزهایی به من یاد بدهند. دوستان و برادران زیادی در اینجا پیدا کرده ام و امام جماعت مسجد هم نکات زیادی را برایم توضیح داده و به من آموخته است.
با این افراد ازدواج نکنید!

به گزارش پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه (شفقنا)،حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی درمطلبی با عنوان "با این افراد ازدواج نکنید" آورده است:
بسم الله
با این افراد ازدواج نکنید!
بسیاری از مشکلاتِ پس از ازدواج که منجر به طلاق و شکست می شود به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب بر می گردد.
یکی
از مهم ترین دغدغه های جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آینده شان
است و اینجا نقطه تمرکز نگرانی های دختران و پسران است اما اکثرا از آسان
ترین ، کم هزینه ترین و درست ترین شیوه،غفلت می کنند!و آن راه کار مطمئن
"حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست" است.
اساسا فرایند شناخت کامل
همسر و هم زبانی و تفاهم با او پروسه ای طولانی دارد و مراحل تکمیلی آن در
ایام پس از ازدواج (بین 6 ماه تا 3 سال پس از ازدواج وتشکیل خانواده) اتفاق
می افتد.
و در آن مدت نباید به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخی
افراد ریسک بسیار زیادی دارد و از آغاز آشنایی قابل پیش بینی است و صرف
ابراز علاقه یا... چیزی را عوض نمی کند. این گونه ازدواج ها در
تمام موارد به شکست (اعم از طلاق و جدایی و سردی روابط و ...) منجر می شود. راه کار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب های نادرست است.
جوانی و فرصت های ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نیست.
در
چند جلسه از برنامه "مردم ایران سلام" \[در سال 86] مفصل به شرح این موارد
پرداختم و به درخواست تعدادی از عزیزان، فهرست آن موارد را تکرار می کنم:
با این افراد اصلا ازدواج نکنید:
1. معتاد (مگر ترک انگیزه ای کند و دیگر معتاد به حساب نیاید) و شارب خمر (شراب خوار)
2. بیمار روانی (بیماری که ارتباطش را با واقعیت از دست داده و تا کاملا درمان نشده)
3. بی دین و لا مذهب ( رعایت این توصیه برای تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی مفید است)
4. بد اخلاق ، تند خو (؛ کسی که اخلاقش قابل پیش بینی نیست)
5. مادی و بخیل
6. مجرم خو ، تبهکار و خلاف کار
7. دوست باز افراطی (و مطلقا بی تمایل نسبت به خانواده)
8. بی کاره و علاف
9. زن زیبا از خانواده فاسد (»» نکته)
10. بچه ننه (وابستگی شدید به مادر و خانواده)
مواظب باشیم "حسین" دلمان به دست "یزید"
عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد
مواظب باشیم "حسین" دلمان به دست "یزید" نفس اماره، تشنه لب شهید نشود!
باز هم محرم از راه رسید
امسال بیشتر از سالهای گذشته چشم انتظار محرم بودم و برای رسیدنش لحظه شماری می کردم
آخه سالهای قبل کربلا رو ندیده بودم.....
تاثیرگریه برحسین(ع)برای یک رزمنده
مجروح که شد، به اسارت دشمن در اومد و تو اونجا به شهادت رسید. اونو دفن کردند و شانزده سال بعد، هنگام تبادل جنازه ی شهدا با اجساد عراقی، جنازه «محمدرضا شفیعی» و دیگر شهدای دفن شده رو بیرون میآورند تا به گروه تفحص شهدا تحویل دهند. اما جنازه محمدرضا سالم مونده، سالمِ سالم...
صدام گفته بود این جنازه اینطور نباید تحویل ایرانیها داده بشه. اونو سه ماه زیر آفتاب سوزان گذاشتند، اما تفاوتی نکرد. رو پیکرش آهک پاشیدند، ولی باز هم بیتأثیر بود.بعدها یکی از همرزم هاش که همیشه باهاش بود و کامل می شناختش می گفت می دونین برا چی جنازه ش سالم موند؟
گفت راز سالم موندن جنازه ش چند چیزه:
ـ اهتمام جدی به نماز شب داشت؛
ـ دائماً با وضو بود و مداومت بر غسل جمعه داشت.
ـ هیچوقت زیارت عاشورایش هم ترک نمیشد؛
ـ هر وقت برا امام حسین(ع) گریه میکرد، اشکهاش رو به بدنش میمالید....
مادرش هم میگفت: به امام زمان(عج) ارادت خاصّی داشت و هر وقت به قم میاومد، رفتن به جمکران رو ترک نمیکرد.
از:ندای انقلاب
چقده دنیای بعضی از آدما با ما فرق داره !
چقده دنیای بعضی از آدما با ما فرق داره !
حواستون هست ؟
صرفا" نماز و روزه آدم رو به بهشت نمی بره !
شمر آدم بی نمازی نبود
اون فقط امامش رو گم کرده بود
عباس هم برای برادرش نجگید
اون برای امامش شهید شد !
حواستون هست ؟


